+ابتدا به ساکن به خاطر غیبت طولانی مدت از همه ی دوستان معذرت خواهی
می کنم.در این مدت نه آلبوم مناسبی منتشر شد.(جدا از آلبوم محسن نامجو که
ترانه ی امروزی نداشت.) من هم گرفتار بودم.ار امروز دوباره شروع به نقد
می کنم. دوستان حتما کمک کنند.دوستدار شما---م.پ
والیوم ده
ساعت یک نصفه شبه، اما چشام هم نمیاد!
انگاری گیتار صدام، یه زخمه ی تازه می خواد!
تو روزگار والیوم، چشم نخفته نوبره!
خور و پف ثانیه ها، حوصله مُ سر می بره!
گربه ها دعوا می کنن،بالای دیوار، دوباره!
هیچ کس دیگه حوصله ی، شب زنده داری نداره!
ستاره ها کاغذین! زنجره ساز نمی زنه!
وقت سکوت آینه نیست، موقع فریاد منه!
والیوم ده پلک کوچه ها رو بسته! ای امان!
والیوم ده حرمت خوابُ شکسته! ای امان!
دیگه تو خواب کسی، رویای محرمانه نیست!
شب پره از توی پیله نجسته! ای امان!
همه تو خواب فکر می کنن،همه تو خواب حرف می زنن!
همه تو خواب طلسم این، شب سیاهُ می شکنن!
شب اما جولون میده باز، اونور قاب پنجره!
با والیوم هیچ کسی از، خواب بلند نمی پره!
والیوم ده پلک کوچه ها رو بسته! ای امان!
والیوم ده حرمت خوابُ شکسته! ای امان!
دیگه تو خواب کسی، رویای محرمانه نیست!
شب پره از توی پیله نجسته! ای امان!
ترانه سرا: یغما گلرویی
خواننده: رضا یزدانی
نقد:چقدر ساده انگارانه است اگر ترانه را تنها یک ترانه ی اجتماعی که فقط
از دلگیری های شاعرانه ی یغما می گوید تصور کنیم.ابتدا باید به این توجه
کنیم که چرا یغما که یکی از بهترین سوژه پردازان ترانه ی ایران است به
سراغ سوژه ای همچون والیوم ده رفته است!؟
محض یادآوری دوستانی که اطلاع ندارند، والیوم ده گونه ای از قرص های
آرامش بخش و خواب آور است.
به راستی اگر شما بخواهید دستان سیاهی که خفقان را به جامعه هدیه می دهند
توصیف کنید چه اسمی را انتخاب می کنید؟
بله! والیوم ده در نوع خود بهترین انتخاب است.ساعت یک نصفه شب زمان
وقوع اتفاق است.یک شب یعنی همان ساعت اتفاقات همیشگی!کمی به ذهن خود
رجوع کنید متوجه خواهید شد.یغما دنبال زخمه است.زخمه ای برای صدایی که
دیگر صدا نیست.زخمه ای تازه! که می تواند استعاره ای باشد از یک اتفاق!
یک هیجان! شورش! سرکشی! انقلاب!
در بیت دوم یغما آدم های آگاه را نوبر می خواند.و مثل همه ی دوران شعر ایران
از ناآگاهی می نالد.و از کندی وقوع آن اتفاق که می شود زخمه ای برای فریاد!
بیت سوم! اوج کنایه!گربه ها دعوا می کنند.تا اینجایش حرفی نیست! اما گربه ها چرا
بالای دیوار دعوا می کنند!؟ ترانه سرا به وضوح دارد از بالا دستان شکایت می کند.
و در مصراع دوم تعدادی شب زنده دار آرزو می کند که بیدار بودند و دعوای بالا
دستان را می دیدند.
تمام ترانه توصیفی است. به جز مصراع دوم بیت چهارم! یغما بسیار ناگهانی از
سکوت به ستوه می آید و از اعتراض های مجازی دل می برد و فریاد اعتراض
را آخرین راه می داند.او تنها شورش می کند.
اما می رسیم به بیت های محوری ترانه که همیشه در ترانه های یغما گلرویی جای
ویژه ای دارند.او همان فریاد را در این دوبیت سر میدهد.از والیوم ده یا همان
دستانی که خفقان را به جامعه هدیه داده اند بی پرده شکایت می کند.پلک کوچه ها
حرمت شکسته ی خواب! و اینجا که می گوید:
دیگه تو خواب کسی، رویای محرمانه نیست!
به وضوح از بی اعتمادی و ممیزی ها می گوید.
اما بیت هفتم! شاید اگر این بیت را به صورت توصیفی و خبری ساده بخوانیم مهم
جلوه نکند.اما باید به لحن تمسخر آمیز ترانه ساز دقت کنید.
او از انسان هایی که تنها لاف می زنند دلگیر است.شکایت در خفا و بدون عمل کردن
را مثل حرف زدن در خواب بی ثمر می داند.
و در آخر باز هم از جولان شب می گوید.شبی که حالا با سرکوب اعتراض مردم به
تاراج ادامه می دهد و.....
نمی دانم ممیز ارشاد خودکار قرمزش تمام شده بود یا خودش سرخ بود! وگرنه مجوز دادن
به این ترانه آن هم با صدای لبریز اعتراض رضا یزدانی می توانست کاری بس خطرناک
باشد.شاید این کار تنها به این دلیل مورد توجه قرار نگرفت که مردم ما راک را نمی پسندند.
تنها به این دلیل! شاید وقتی دیگر....
سوژه ی روز: وزارت فرهنگ و هنر مجوز محسن نامجو و محسن چاووشی را غیر موجه
خواند.و حوزه ی هنری را به خاطر صدور مجوز خودسرانه سرزنش کرد.
احتمالا دو خواننده ی فوق هنوز بدهکاریشان را با وزارت صاف نکرده بودند.
بهرحال خواستم بگویم بهترین نهاد در حال حاضر حوزه ی هنری است.نه تعصب در آن دیده
می شود نه لجنی که ارشاد را فراگرفته!
سبز باشید.
