تبليغاتX
ترانه سازی

ترانه سازی

نقد ترانه

+ابتدا به ساکن به خاطر غیبت طولانی مدت از همه ی دوستان معذرت خواهی

می کنم.در این مدت نه آلبوم مناسبی منتشر شد.(جدا از آلبوم محسن نامجو که

ترانه ی امروزی نداشت.) من هم گرفتار بودم.ار امروز دوباره شروع به نقد

می کنم. دوستان حتما کمک کنند.دوستدار شما---م.پ

 

 

والیوم ده

 

ساعت یک نصفه شبه، اما چشام هم نمیاد!

انگاری گیتار صدام، یه زخمه ی تازه می خواد!

تو روزگار والیوم، چشم نخفته نوبره!

خور و پف ثانیه ها، حوصله مُ سر می بره!

گربه ها دعوا می کنن،بالای دیوار، دوباره!

هیچ کس دیگه حوصله ی، شب زنده داری نداره!

ستاره ها کاغذین! زنجره ساز نمی زنه!

وقت سکوت آینه نیست، موقع فریاد منه!

والیوم ده پلک کوچه ها رو بسته! ای امان!

والیوم ده حرمت خوابُ شکسته! ای امان!

دیگه تو خواب کسی، رویای محرمانه نیست!

شب پره از توی پیله نجسته! ای امان!

همه تو خواب فکر می کنن،همه تو خواب حرف می زنن!

همه تو خواب طلسم این، شب سیاهُ می شکنن!

شب اما جولون میده باز، اونور قاب پنجره!

با والیوم هیچ کسی از، خواب بلند نمی پره!

والیوم ده پلک کوچه ها رو بسته! ای امان!

والیوم ده حرمت خوابُ شکسته! ای امان!

دیگه تو خواب کسی، رویای محرمانه نیست!

شب پره از توی پیله نجسته! ای امان!

 

ترانه سرا: یغما گلرویی

خواننده: رضا یزدانی

 

 

نقد:چقدر ساده انگارانه است اگر ترانه را تنها یک ترانه ی اجتماعی که فقط

از دلگیری های شاعرانه ی یغما می گوید تصور کنیم.ابتدا باید به این توجه

کنیم که چرا یغما که یکی از بهترین سوژه پردازان ترانه ی ایران است به

سراغ سوژه ای همچون والیوم ده رفته است!؟

محض یادآوری دوستانی که اطلاع ندارند، والیوم ده گونه ای از قرص های

آرامش بخش و خواب آور است.

به راستی اگر شما بخواهید دستان سیاهی که خفقان را به جامعه هدیه می دهند

توصیف کنید چه اسمی را انتخاب می کنید؟

بله! والیوم ده در نوع خود بهترین انتخاب است.ساعت یک نصفه شب زمان

وقوع اتفاق است.یک شب یعنی همان ساعت اتفاقات همیشگی!کمی به ذهن خود

رجوع کنید متوجه خواهید شد.یغما دنبال زخمه است.زخمه ای برای صدایی که

دیگر صدا نیست.زخمه ای تازه! که می تواند استعاره ای باشد از یک اتفاق!

یک هیجان! شورش! سرکشی! انقلاب!

در بیت دوم یغما آدم های آگاه را نوبر می خواند.و مثل همه ی دوران شعر ایران

از ناآگاهی می نالد.و از کندی وقوع آن اتفاق که می شود زخمه ای برای فریاد!

بیت سوم! اوج کنایه!گربه ها دعوا می کنند.تا اینجایش حرفی نیست! اما گربه ها چرا

بالای دیوار دعوا می کنند!؟ ترانه سرا به وضوح دارد از بالا دستان شکایت می کند.

و در مصراع دوم تعدادی شب زنده دار آرزو می کند که بیدار بودند و دعوای بالا

دستان را می دیدند.

تمام ترانه توصیفی است. به جز مصراع دوم بیت چهارم! یغما بسیار ناگهانی از

سکوت به ستوه می آید و از اعتراض های مجازی دل می برد و فریاد اعتراض

را آخرین راه می داند.او تنها شورش می کند.

اما می رسیم به بیت های محوری ترانه که همیشه در ترانه های یغما گلرویی جای

ویژه ای دارند.او همان فریاد را در این دوبیت سر میدهد.از والیوم ده یا همان

دستانی که خفقان را به جامعه هدیه داده اند بی پرده شکایت می کند.پلک کوچه ها

حرمت شکسته ی خواب! و اینجا که می گوید:

دیگه تو خواب کسی، رویای محرمانه نیست!

به وضوح از بی اعتمادی و ممیزی ها می گوید.

اما بیت هفتم! شاید اگر این بیت را به صورت توصیفی و خبری ساده بخوانیم مهم

جلوه نکند.اما باید به لحن تمسخر آمیز ترانه ساز دقت کنید.

او از انسان هایی که تنها لاف می زنند دلگیر است.شکایت در خفا و بدون عمل کردن

را مثل حرف زدن در خواب بی ثمر می داند.

و در آخر باز هم از جولان شب می گوید.شبی که حالا با سرکوب اعتراض مردم به

تاراج ادامه می دهد و.....

نمی دانم ممیز ارشاد خودکار قرمزش تمام شده بود یا خودش سرخ بود! وگرنه مجوز دادن

به این ترانه آن هم با صدای لبریز اعتراض رضا یزدانی می توانست کاری بس خطرناک

باشد.شاید این کار تنها به این دلیل مورد توجه قرار نگرفت که مردم ما راک را نمی پسندند.

تنها به این دلیل! شاید وقتی دیگر....

 

 

سوژه ی روز: وزارت فرهنگ و هنر مجوز محسن نامجو و محسن چاووشی را غیر موجه

خواند.و حوزه ی هنری را به خاطر صدور مجوز خودسرانه سرزنش کرد.

احتمالا دو خواننده ی فوق هنوز بدهکاریشان را با وزارت صاف نکرده بودند.

بهرحال خواستم بگویم بهترین نهاد در حال حاضر حوزه ی هنری است.نه تعصب در آن دیده

می شود نه لجنی که ارشاد را فراگرفته!

سبز باشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:13  توسط مجتبی   | 

 ادعا

 نميگم خطا نكردم! من كه ادعا نكردم!

همه گفتن بي وفايي!‌ ولي اعتنا نكردم!

راهي سفر شدي تو، من دلم مي خواست بموني!

واسه موندن تو اما ، ‌به خدا دعا نكردم!

توي كوچه ي رفاقت،‌يه سلام جواب ندادم!

تو دلم تويي اونُ با ، ‌كسي آشنا نكردم!

مي دونم دوستم نداري! حتي قد يه قناري!

ولي عاشقم هنوزم،‌بدون اشتبا نكردم!

زير دين ناز چشمات، عمريه دارم مي سوزم!

تا خاكستري نشه دل، دينمُ ادا نكردم!

نامه هاي عاشقونه! با نشونه بي نشونه!

اما از كساي ديگه ست!‌پس اونا رو وا نكردم!

نميگم خطا نكردم! من كه ادعا نكردم!

همه گفتن بي وفايي!‌ ولي اعتنا نكردم!

 

ترانه سرا: مريم حيدرزاده (رسپينا)

خواننده: هنگامه

 

نقد: غزل-ترانه! سبك غريبي نيست.سرزميني كه سند افتخار

ادبياتش غزليات بي نظير خواجه حافظ شيرازي باشد بايد هم

روزي به اين سبك برسد.ترانه يك ترانه ي دخترانه است.

هنرمندانه سروده شده و مشخصا براي موزيكي از جنس

موسيقي لوس آنجلس! ترانه ي ادعا از آن دست ترانه هاست

كه مي توان آن را با هر ملودي خواند.اصولا ويژگي كارهاي

مريم حيدرزاده همين است.و براي همين است كه در آنسوي آب

اينهمه هواخواه دارد.موزيسين هاي آنجا همين نوع ترانه سرا

را مي طلبند.همه ترانه ي ادعا همين نيست كه مي بينيد.

ترانه هاي مريم معمولا از سيزده بيت تجاوز مي كند و براي

همين موزيسين ها آنها را كوتاه و مونتاژ مي كنند.و اگر اين

كار با نظر مستقيم مريم انجام نگيرد كار شكست مي خورد.

دقيقا مانند آلبوم مرحوم مهستي كه ترانه هايش بي اجازه مريم

ضبط شد و نتوانست جلب توجه كند.مريم حيدرزاده زياد به

شاعرانگي توجه نمي كند.البته بايد گفت كه او شاعرانگي

خاص خود را دارد.ظرافت هاي دخترانه در آثار او مخاطب

را به وجد مي آورد.

به قول ايرج جنتي پروين اعتصامي و فروغ فرخزاد هر دو

از شاعران برجسته ي ايران محسوب مي شوند.اما تفاوت

آنها اينجانست كه كار فروغ شناسنامه ي زنانه دارد و كار

پروين اعتصامي را نمي توان از آثار يك مرد تشخيص داد.

 

 

جنبه ي مثبت:

1)وزن روان كه به مخاطب آرامش خاطر مي دهد.اين ترانه

را از روي دفتر خواندن هم آسان است و اين يك برتري است.

چون اگر اجرا نمي شد هم مي توان دوستش داشت.همانطور

كه من قبل از اجراي اين ترانه از خواندنش لذت برده بودم.

2)ارتباط فوق العاده ي ابيات كه منجر به يك قافيه مي شود.

اين كار در غزل دشواريهاي مخصوص به خود را دارد.اگر

مي گوييد نه،‌ يك ورق برداريد ببينيد مي توانيد هم ترانه ي به

روزي بگوييد هم وزن را نگه داريد هم قافيه ها را و هم ارتباط

ابيات را!!

لابد الان مي گوييد كي مي رود اينهمه راه را!

3)نام ترانه ادعاست.و جالب اينكه ترانه سرا در طول ترانه

مدام دارد ادعا مي كند.آن هم ادعاهايي كه شبيه به هارت و پورت

يك دختربچه است.و جالب تر اينكه مدام در بيت محوري متذكر

مي شود به ما: من كه ادعا نكردم!!!!!!

همين است كه باعث مي شود قافيه هاي هر بيت را شنونده با خواننده

همكلام شود مانند:

‌به خدا دعا نكردم! /‌پس اونا رو وا نكردم!/‌بدون اشتبا نكردم

4) تصويرسازي! يا به قول خودم صحنه سازي مثبت! با خواندن اين

ترانه روي كاغذ تصاويري ناخودآگاه در ذهن نقش مي بندد.و اين

يعني ترانه با احساس شما ارتباط برقرار كرده! مي گوييد نه امتحان

كنيد.

 

جنبه هاي منفي:

1)تركيب ها ي زيبا در اين ترانه كم ديده مي شود.درست برعكس

ترانه اي كه در پست قبلي نقد شد.تركيب حتما واژه هاي قلمبه سلمبه

نيست.نمي گويم در اين ترانه اصلا نبوده تركيب زيبا.بوده ولي خيلي

كم.مانند: كوچه ي رفاقت!

2)باز هم رسيديم سر اشكالات قافيه اي! يعني همان جايي كه اختلاف

نظر من با خيلي ها را رقم مي زند.ولي من هنوزم سر اعتقادم هستم.

قافيه ي خوب در ترانه از نان شب واجب تر است.لابد الان مي گوييد

چه كله خر!!!!!

بگذريم.در اين رتانه قافيه ها خيلي خيلي كليشه هستند.هميشه بدم مي آمده

از قافيه هايي كه تنها به خاطر يك الف در انتهايشان با هم قافيه شده اند.

متاسفانه مريم هم قافيه ي جديدي برايمان رو نكرد.

3)باز هم قافيه! نكشيد ما رو! قبول! الف پاياني مشترك دليليست براي

قافيه بودن.اما اشتباه هم جزو همين كلمات است؟اشتباه با ه تمام مي شود

و مسلما با آشنا ادعا دعا و ........ قافيه نيست.درست مي گويم؟؟؟؟

 

 

قافيه هاي بكر: نداريم.قحطي اومده!

 

 

نكته ي روز:استاد محمدعلي بهمني در مقاله اي به اين مطلب اشاره

كرده كه من به اين نتيجه رسيده ام كه ترانه سازان بهتر است روي

ملودي ترانه بگويند.اينگونه ارزش ترانه حفظ مي شود!!!

من مانده ام در اين زمانه كه همه به آهنگساز و خواننده توجه ميكنند

و ترانه سار انگار كه زحمتي نمي كشد آقاي بهمني مي فرمايند اين

حريم كوچك را هم بشكنيم برويم بگوييم آقا! يك ملودي نداريد رويش

چهار تا كلمه بچينيم.

ايشان همچينين فرموده مگر مي شود در ترانه به خاطره ها ناسزا

گفت.بله آقاي بهمني! مي توان گفت.خاطره ها خيلي هايشان بدند.

ترانه ساز از مردم ترانه مي گيرد.برويد در تاكسي بنشينيد و ببينيد

مردم به خاطره هاي بيست و نه سال پيش خود چه ناسزاها كه

نمي گويند!!!!!!!!!!!

 

 

خبر روز: خبر نيست.نكته است شايد! مي خواستم بپرسم شما

در تيترا‍ژ برنامه كوله پشتي چهره ي فرزاد فرزين و حامي را

توانستيد تشخيص بدهيد؟؟؟ بابا بنده خداها هنرمندند.بزه كار

نيستند كه شطرنجي مي كنيد!!!!

 

نظرسنجي: به نظر شما فرزاد حسني با پاي خودش رفت يا با

پاي ديگران؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 11:21  توسط مجتبی   | 

فقط نگاه مي كنم

وقتي ستاره مي شكفه ! تو دست سرخ پنجره !

وقتي شب از حادثه ي ، بارون و بوسه مي گذره!

وقتي سكوت سايه ها، آينه به آينه مي شكنه!

وقتي كه خورشيد ميره و، دريا رو آتيش مي زنه!

فقط نگاه مي كنم! فقط نگاه مي كنم!

به ياد تو شبو پر از، خورشيد و ماه مي كنم!

وقتي سحر پر ميشه از، ناز نگاه نسترن!

وقتي تو جشن گم شدن، پرستوها پر مي كشن!

انگار دوباره لحظه ها، آبي و رويايي ميشن!

دوباره تو دل دل شب، قصه شروع ميشه و من....

فقط نگاه مي كنم! فقط نگاه مي كنم!

به ياد تو شبو پر از، اندوه ماه مي كنم!

به من ترانه اي بده، از اوج پرواز و نياز!

از اشك و شبنم و نسيم، دنياي تازه اي بساز!

به من دوباره پل بزن، معجزه ي رنگين كمون!

كه من بدون تو به شب، به سايه ها، به آسمون....

فقط نگاه مي كنم! فقط نگاه مي كنم!

به ياد تو شبو پر از، خورشيد و ماه مي كنم!

*

خواننده: حامي

ترانه سرا: بابك صحرايي

 

نقد:شايد در حال حاضر بتوان به جرات گفت كه از لحاظ ظرافت

و شاعرانگي ترانه هاي بابك صحرايي بي رقيب به حساب

مي آيند.ترانه هاي او اغلب تركيبي است از توصيفات زيركانه

كه گاهي و تنها گاهي به كليشه نزديك مي شود.او متناسب با

بيشتر شدن سن و سالش ترانه هايش را هم سنگين تر مي كند.

او هرگز تابع ناتوراليسم نبوده و به نظر مي رسد هرگز هم

پايبندش نخواهد بود.اين ترانه يكي از محبوب ترين ترانه هاي

چند ماه اخير بوده است.و اين يك شاهكار به حساب مي آيد.

ترانه ي سنگين و خاص پسند ترانه ساز و صداي شگفت و

منحصر به فرد حامي در عين اوكازيون بودن مي توانند

سدي براي هيت بودن كار باشند.اما باز هم ثابت شد سليقه ي

مردم ضعيف نشده و آنها هنوز هم مي پسندند زيبايي شعور

را...اما بدون محدوديت بي پايه و اساس!!!!

 

جنبه هاي منفي:

1)ترانه زيبايي گفتار دارد.اما مثل اغلب ترانه هاي سنگين

منظورش را سخت مي توان فهميد.شايد بهترين تعريف براي

اين ترانه اين باشد : توصيفات تنهاي يك عاشق كه بدون معشوق

عزلت را برگزيده است.شايد.......

2)اين جنبه ي منفي فقط از نظر من است و شايد هيچ كس

اين مورد را ضعف نداند اما....

وزن اين ترانه بيش از حد به ويرگول هاي درون مصراع ها

متكي است.جمله هاي كوتاه زياد يكي از نكات مهم در نويسندگي

و ترانه سازي است.اما ترانه ساز طوري كلمات را چيده است

كه اگر ترانه را بخواهي از رو بخواني بايد كنارت باشد و

تو را راهنمايي كند كه كجا مكث كن و لاغير........

3)يكي از بزرگترين ضعف هاي ترانه ساز! بابك صحرايي

هرگز از قافيه هاي بكر استفاده نمي كند.كلمات نو در ترانه هاي

او جا ندارند.تركيبات بسيار خوبي در اين ترانه به كار برده شده

است اما مانند كارهاي آلبوم ماني رهنما قافيه ي جالب و بكري

به چشم نمي خورد متاسفانه.......مانند: (مي شكنه/مي زنه) و

(نسترن/مي كشن) و ( مي شن/ من) و....

بابك صحرايي ترانه سازي الگو مانند براي كارورزان است و

بايد چيزي براي ياد دادن داشته باشد.بايد!!!!!!

4)اشتقاق هميشه ارزش گوش هاي مخاطب براي خواننده را

نشان مي دهد! ولي اينجا همه ي آرايه ها معنوي هستند.

 

جنبه هاي مثبت:

1)لطافت! لطافت اين ترانه حرف ندارد.يك كلمه ي كدر هم در آن

ديده نمي شود.حتي شب هم در آن روشن است.تصور كنيد!

2)ارتباط تنگاتنگ ابيات زيباست.همه ي ابيات هدف مشخصي دارند

و آن رسيدن به بيت محوري است يعني همان:

فقط نگاه مي كنم! فقط نگاه مي كنم!

به ياد تو شبو پر از، خورشيد و ماه مي كنم!

3) همين كه اين ترانه هم خاص پسند و هم عام پسند است مي شود

جنبه ي مثبت ديگر!!!!!!

 

قافيه هاي بكر: ترانه ساز بابك صحرايي است لذا تا اطلاع ثانوي

نداريم!!!!!!!!!

 

خبر روز: پرشين بلاگ دامنه اش درب و داغان شد و ترانه سراهايي

كه از اين دامنه استفاده مي كردند ديگر در دسترس نيستند.

 

نكته ي روز: ترانه سازان جوان ايران خودشان يك لنگه پا براي اجراي

ترانه هايشان ايستاده اند اما جديدا پدربزرگهاي تلويزيون و سينما پا كرده اند

در كفش اين بيچارها! داريوش ارجمند، خسرو شكيبايي و غيره و غيره....

ما هم برويم فيلم بسازيم!!! سنگ مفت گنجشك مفت!!!!

 

نظر سنجي: ممنون كه بار قبل خيلي نظر داديد!!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 12:2  توسط مجتبی   | 

وایسا دنیا

من ديگه خسته شدم، بس كه چشام بارونيه!

پس دلم تا كي فضاي، غصه رو مهمونيه!

من ديگه بسه برام! تحمل اينهمه غم!

بسه جنگ بي ثمر، براي هر زياد و كم!

وقتي فايده اي نداره! غصه خوردن واسه چي؟

واسه عشقاي تو خالي، ساده مردن واسه چي؟

نمي خوام چوب حراجي رو، به قلبم بزنم!

نمي خوام گناه بي عشقي، بيفته گردنم!

همه حرف خوب مي زنن! اما كي خوبه اين وسط!

بد و خوبش به شما، ما كه رسيديم ته خط!

قربونت برم خدا‌ ! چقدر غريبي رو زمين!

آره دنيا ! ما نخواستيم!‌ دلو با خودت نبين!

اينهمه چرخيدي و چرخوندي، آخرش چي شد؟

اون بليط شانس دنيا، بگو قسمت كي شد؟

همه درويش! همه عارف! جاي عاشق پس كجاست؟

اينهمه طلسم و ورد، جاي خوش دعا كجاست!؟

نمي خوام در به در، پيچ و خم اين جاده شم!

واسه آتيش همه، يه هيزم آماده شم!

يا يه موجود كم و، خالي پرافاده شم!

وايسا دنيا ! وايسا دنيا ! من مي خوام پياده شم!

 

 

ترانه سار: رضا صادقي

 

نقد: رضا صادقي ترانه سراي حرفه اي نيست.اما به دليل ذوق سرشاري

كه دارد علاقه ي زيادي نشان مي دهد كه روي ملودي هايش ترانه هايي

از خود او قرار بگيرد.ترانه ي وايسا دنيا ترانه ي بي نقصي نيست.اما

زبان عاميانه ي آن كه هيچ گونه هنجارشكني را در بر ندارد اين اثر را

در جامعه محبوب كرده است.لحن اعتراضي فوق العاده ي اثر در كنار

دعوت به آسماني بودن باعث به وجود آمدن تلفيقي از زمختي و لطافت

شده است.

 

جنبه هاي مثبت:

1) زبان عاميانه و مردم عليرغم حفظ سنگيني ترانه

2) معرفي اصطلاحات و تركيبات نو و همچنين ايجاد چيزهايي كه در

دنياي ما وجود خارجي ندارند مانند: بليط شانس دنيا، جاي خوش دعا و ....

3)تشبيهات و استعاره هاي لوث نشده مانند بيت هاي 4 و 10 و ....

4) وجود كلمه ي محوري زيبا كه قابليت قرار گرفتن بر زبان جابعه را

داراست.وايسا دنيا كه شك به يقين براساس الهام از به دنيا بگوييد بايستد

سروده شده است.

 

جنبه هاي منفي:

1)ترانه ساز براي حفظ وزن،قافيه و اصطلاحات خود دچار نوعي

بي حوصلگي شده و مصراع ها را به گونه اي نه چندان زيبا به هم

پيوند داده است.مانند بيت اول كه مي گويد:

پس دلم تا كي فضاي، غصه رو مهمونيه!

فكر نمي كنم اين طرز صحبت در زبان امروزي عرف باشد.و......

2)رضا صادقي در اين ترانه هسته ي ترانه اش مشخص نيست.در

ضمن مشخص نيست ترانه ساز با كه سخن مي گويد! در ابتدا

ترانه ساز مخاطب ندارد اما در بيت پنجم شما را مخاطب قرار مي دهد.

بلافاصله در بيت ششم خدا مخاطب قرار مي گيرد و در نهايت دنيا

مخاطب ترانه ساز مي شود.اين مورد را به اين شدت در هيچ ترانه ي

محبوبي نديده بودم.

3)اشكال قافيه اي!‌ من سعي مي كنم در نقدها در اين مورد زياد حساسيت

به خرج ندهم.چون اين مسئله در ترانه جزو چيزهاي بديهي است.

متاسفانه در ترانه ي ما رعايت قافيه گذاري صحيح انجام نمي گيرد.

رضا صادقي در تمام نقاط آلبوم جديد خود از اين ايرادهاي قافيه اي

به جا گذاشته كه اصلا زيبنده ي او نيست.

در اين ترانه در بيت هشتم اگر كلمه ي كجاست را رديف محسوب كنيم

كلمات دعا و پس هرگز نمي توانند قافيه باشند.

 

قافيه هاي بكر اين ترانه: (خط/وسط) (افاده/پياده)

 

نكته روز: خانم مهديه عرب ميگه كمترين دستمزدش150000 تومان

براي دو ترانه بوده است.به عبارتي دونه اي 75000 تومان. به نظر

اين دستمزد براي كمينه بودن كمي زياد نيست؟؟؟؟

 

نظرسنجي روز: اگر قرار بود جلوي روي شما بهترين دفترهاي بهترين

ترانه سراهاي ايران رو بذارن تا ببريد بفروشيد و پولش

رو بريد عشق و حال، دفتر چه كسي رو برمي داشتيد؟؟؟

 

(مي دونم اينبار تعداد زيادي در نظرسنجي شركت نمي كنند اما خواهشا

نظر بگذاريد تا آمارم درست باشه.ممنون)

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 11:54  توسط مجتبی   | 

سلام! اين وبلاگ همان طور كه از اسمش پيداست اختصاص دارد به ترانه ي ايران.

من  به عنوان يه ترانه سراي معمولي هميشه آرزو داشتم كه يك جايي براي نقد

ترانه وجود داشته باشد.يك جور مجله ي الكترونيكي ترانه! اين وبلاگ به مسايل زير

مي پردازد:

۱) بررسي ترانه هاي روز و نقد آن هاsmilie

۲) نقد ترانه هاي سالهاي قبلsmilie

۳)نقد جو ترانه و حاشيه ي آنsmilie

۴) قرار دادن ترانه ي دوستان در وبلاگ اگر خواستار باشند.smilie

و بسياري از فعاليت هاي ديگر.تمام نقدها فعلا توسط من انجام مي شود كه

بي شك پر از ايراد است.ولي دلم مي خواهد از جايي شروع كنم.من خودم را

از همه ي ترانه سازان ايراني بي سوادتر مي دانم.پس اگر انتقادم بي جا است

دوست دارم بياييد و به من تذكر بدهيد.

هركدام از دوستان كه ترانه را مي شناسد اگر دوست داشته باشد مي تواند

با من همكاري كند.من صميمانه استقبال مي كنم.شايد اين وبلاگ بتواند كمكي

به كارورزان نوپاي ترانه ي ايران بكند.پست اول را به زودي خواهم نوشت.

                                    در پناه يگانه عاشق هستي!smilie

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 11:52  توسط مجتبی   |